" خیال راهی نیست که ما رابه بهشت برساند بلکه سلاحی از اسلحه های جنگ در جهنم است...ساختن بهشت برای من مهم نیست ،هرگز در جستجوی آن نیز نبوده ام و به آن نیز نیندیشیده ام .من با یاری خیال روی زمین می گردم...میان باغهای پنهانی درون انسان.خیال ابزاری است که مرا برای شناخت بهتر انسان یاری می دهد...خیال پریدن ازروی حقیقت وافتادن در رویا نیست...تو اشتباه می کنی و مرا خوب نشناخته ای...اشتباهی محض.آن سوی خیال، حقیقت است؛انتهای حقیقت،مرگ نیز از این گونه است چرا که مرگ چیزی نیست ُ جز آن سوی حقیقت."
"باغهای خیال،از آن رو زیبایند که دکورحقیقت نمی شوند واگر خیال تبدیل به چیزی شود که راستی را بپوشاند ؛ نیرویی می شود ترسناک...مرا ببخش ای برادر غریبم ،تصور می کنم شما می خواهی که من وتوبا هم چیزی درست کنیم که کثافت و زشتی این شهر را پنهان کند...اگر می خواهی که خیال من به یاری تو بشتابد ،کاری نکن این همه زشتی را نبینی..خیال سفری زیباست اما نباید فا جعه ها از یاد انسان بروند."
آنچه که آمد بخش هایی کوتاه از گفتگوی "غزل نویس" و"خیال" در آخرین اثر "بختیار علی" بود که ترجمه کردم برای تان .امیدوارم بپسندید.
این راهم در باره ی "بختیار"نوشتم :
"بختیارعلی "رمان نویس ،شاعر ونظریه پرداز اندیشمند کرد عراقی است.او در سال 1960درشهر سلیمانه ی کردستان عراق چشم به جهان گشودودر همانجا تحصیلات مقدماتی و متوسطه را به پایان رساند وسپس در دانشگاههای شهر های"سلیمانیه"و"هولر" (اربیل)به تحصیل در رشته زمین شناسی پرداخت تا اینکه درتظاهرات دانشگاه سلیمانیه درسال۱۹۸۳مجروح شد.بدین ترتیب بود که دانشگاه را رها کرد وتمام وقت خود را صرف آفرینش ادبی کرد.در همان سال بود که قصیده ی "سرزمین"که قدیمی ترین قصیده ازمجموعه قصیده های او می باشدرا سرود.همان قصیده که9سال بعد آن را در مجموعه شعر "گناه "و"کارناوال چاپ کرد.
بعد ازراه افتادن دوبا ره ی جنگ های داخلی میان احزاب سیاسی کردستان عراق" درسال 1994،"بختیار علی" کردستان را به نشان اعتراض به این برادر کشی ها ترک می کند ورهسپار سوریه می شود و بعد از 9ماه زندگی دردمشق خود را به آلمان می رساند. اوتا سال 1999در "فرانکفورت" اقامت می کند .در همان ایام به همرا ه جمعی از همراهان كرد خود، مجله "ره هه ند"(رهند) را در اروپا منتشر می کنند.او در همان سال به شهر "کلن" آلمان نقل مکان می کند وهم اكنون نیز مقيم آنجا ست . بختيار على نخستین رمانش "مرگ دومین تک فرزند"رادر سال 1997در سوئدمنتشر کرد و یک سال بعد نیز دومین رمان خود با عنوان "غروب پروانه"را توسط انتشارات"رهند" در استکهلم سوئد به چاپ رساند. وقتی هم که رمان سوم او با عنوان "واپسین انار جهان"سال 2002در سلیمانیه منتشر شد؛اتفاقی جدید درعرصه ی رمان نویسی کردی روی داد وتوجه خیل فر هیختگان و نویسندگان و شاعران کرد را بر انگیخت .بختیار علی همچنین یکی از شاعرانی بود که همراه با دکتر فرهاد پیربال،دیگر شاعر ونویسنده ی کرد، راه برون رفت از بحرانی که شعرکردی به آن دچار شده بود را پیدا کردند و با آثاری همچون «دروازه ها ،عشق،جلاد،کتاب آدمکش ها،کارناوال ،شهر،گناه ،کار کردن در جنگلهای فردوس "خدمت بزرگی به ادبیات کردی کرد.
رمان های"شهر موسیقیدانان سپید" و"غزل نویس و باغ های خیال " ازآثار متا خراین رمان نویس مشهور نوگرا وفیلسوف کرد هستند که هر دوازجانب صاحب نظران ادبی از آثار جریان سازوقابل توجه وتامل ادبیات امروز کردی قلمدادشده اند.
بختیار علی علاوه بر این، یکی از جدى ترين و تاثيرگذارترين روشنفكران معاصر كردستان با تاليفاتی نظرى و تحليلى است که بیشترآنها را در مجله " رهند" به چاپ رسانده است و در اين زمينه كتاب هاى" ستيزه جويان ايمان" و "خواننده قاتل" را نیز نوشته است. عمده شهرت بختيارعلى دراین زمینه به دلیل نوشتن نقدهاى بنيادينی است كه در آنها به نقد و تحلیل ساختارهاى فرهنگى، اجتماعى و سياسى حاكم بر كردستان پرداخته است . در اين ميان تقدس زدايى و نقد درونى راديكال وى از مفهوم موجود «هويت و ناسيوناليسم كردى" بسیار چشمگیر بوده و واكنش هاى گوناگون و متفاوت روشنفكران و سياسيون كرد وهمچنین واكنش خصمانه ى سنت گرایان را بر انگیخته است. از سوى ديگر تاليفات بختيار على مورد استقبال متجددان و جوانان علاقه مند واقع شده و موجى نو از مباحث نظرى را در ميان آنان به راه انداخته كه در نوع خود بى نظير است.او كارهاى تحليلى و مقالاتى نیز حول محور غرب شناسى دارد اماعمده شهرت وی به نو شتن چندین رمان و مجموعه شعراو بر می گردد .
آثار "بختیار علی"سرشار از شاعرانگی ناب وتجلی گاه خیال های ظریف و رنگارنگ وتصاویرنابی هستند که مخاطب را به یک سفر عمیق درونی خیالی دعوت می کنند.اودر این مسیرما را به کشف های جدیدی نایل می کند.کشف هایی که ما را به چالش با اندیشه های سطحی پیرامون مان وا می دارد و در این میان چشم اندازهای تازه ای را بر روی مان می گشاید که در آنها یک زیست انسانی آرمانی و به دور از تعصب های مستبدانه و فاشیستی متصور شده است.
"بختیار علی"ضمن چالش شدید با اعتقادات متحجرانه ما را به نگاهی نو وآزاد منشانه از مفاهیم ازلی ابدی انسانی رهنمون می کند والبته در این ورطه گاهی نیزدچار کج مداری هایی افراطی می شود که نتیجه ی تجربیات مقطعی اوو مکشوف شدن تفکرات آنی به ذهنش است.

این شعر را لحظه ی تحویل سال ۸۷ در کارت تبریکی به همسرم "صفورا "تقدیم کردم.







